درد ناشناخته ای روی زمین هت که صدایش می زنند عشق
گاهی در سکوت شیشه ای و سرد مینشیند و شیشه میشود هزار تکه
گاهی بر همان شیشه سرد می نشیند عرقی میشود و میچکد بر جام عشاق و مستشان میکند
خنده های مستانه...
...
برچسب: ناشناخته, نویسنده: شیوا خلیلی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 23:05